در انتهای فضایی تاریک

در اعماق سکوت شب 

در بجبوحه ی رفتن و آمدن انسان ها 

در خلال همه دویدن ها 

گشتن ها  و حتا یافتن ها ؛ 

احساس سرگشتگی می کنم !

چیزی شبیه تهوع 

چیزی شبیه خفقان ...

من باید بود بوده باشم حالا؟؟؟

به کدام سو باید روم ؟؟؟