روی زمین خشک هم می شود غرق شد

وقتی که بغض کنی و نفهمد

اشک بریزی و نبیند

بشکنی و نشنود

و دست آخر  تنها بگوید :

"خوب می شوی ..."

غرق می شوی لاجرم

خفه می شوی بالتبع

نگرانی که مباد چیزی نگرانش کند و می پرسی :

دور دست ترین راه ها خیالت را راحت تر خواهد کرد ؟

به نشانه ی رضایت چیزی نمی گوید و سکوت می کند ...

درد می کشی

رد می شوی

پی نوشت :

میدانم  ؛ خوب نمی شود دلم  .

میدانم  ؛ جایت پر نخواهد شد .

بیچاره دلم ....