3 گاه
گاه برای نوشتن نه زود است ، نه دیر است و نه به هنگام .
گاه اصلن نبایستی نبشت، تنها باید نگریست
به فوج فوج آدم های دورو برت ، به خیابان ، به شلوغی اتوبوس و مترو ، به مغازه های خالی ، به سایت ها و وبلاگ صدتا یه غاز، به جزوات و کتاب های شب امتحان ، به پروژه ها و تحقیق ها نیم خورده ، به کارهای روی میز کار، به تهوعی که تمام وجودت را گرفته ، به ترسی که اصلن از آن گریزی نیست ، به شخصیت های داستان که چون کودکی مظلوم وار از تو می پرسند: چرا غصه ی ما را تمام نمی کنی ؟ خوشت می اید این طور ما را میان وجود و عدم معلق نگاه داری ؟
گاه باید تنها سکوت کرد ، اعتراف کرد و پذیرفت ، که بعضی وقت ها فقط باید دروغ گفت که "حال من خوب است".
پی نوشت:ندارد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم دی ۱۳۸۸ ساعت 16:59 توسط س . ط