سکوت سرد زمان
زخم
طبیب :
طول می کشه ، اما خوب می شه ...
من :
نشد هم نشد ...
هیچ چیز مثل سابق نیست ...
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۰ ساعت 13:19 توسط س . ط |
می نویسم
برای خودم
برای دلم
دوست داشتی
بمان و بخوان ...
تئودور آدورنو: «برای انسان که دیگرخانه ای ندارد تا در آن زندگی کند، نوشتن تبدیل به مکانی برای زندگی می شود.»
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
آذر ۱۳۹۴
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
آرشيو
پیوندها
ماجراهای پریا و پوریا
شب بخیر آقای نویسنده
دیـوانه ام ، مسـتم ، نـمی دانم کیِـــستم !
ادبیات
ترنم موزون حزن
روزها
ملالت
BLOGFA.COM